خُشک‌سالی

(دیدگاه 7 کاربر)

  • خلاصه داستان: آب برکه آنقدر کم می‌شود که طوطی‌های برکه تصمیم می‌گیرند برای نجات از خشک‌سالی پیش لک‌لک بروند.

آرمین سپهوند: علاقه زیادی به خواندن و نوشتن دارم. تا حالا سه تا داستان نوشتم و نویسندگی را دوست دارم.

عسل طوافی: از۳سالگی نقاشی می‌کشم. تاحالا چند مسابقه‌ی بین‌المللی برنده شدم. عاشق دنیای عجیب و غریب نقاشی و داستان‌نویسی، عاشق حیوانات و سوارکاری هستم. درست کردن پیراشکی سیب رو خیلی دوست دارم. الان هم با پدر و مادر و برادرم و لاک‌پشتم در بشرویه زندگی می‌کنم.

  • نویسنده: آرمین سپهوند
  • تصویرگر: عسل طوافی
  • سن نویسنده: 8 سالگی
  • سن تصویرگر: 8 سالگی
  • سال انتشار: 1401
  • تسهیل‌گران: حامد محقق، زهرا کبیری
  • قطع: الکترونیک
گروه سنی

الف (پیش دبستان), ب (اول،دوم،سوم دبستان)

گونه (ژانر)

تخیلی

7 دیدگاه برای خُشک‌سالی

  1. Sana

    عالی بود هم داستان هم تصویر واقعا خوشحالم انقد کودکان هنرمند توی سر تا سر ایران داریم 😍

  2. مهرسان

    مامانم هر شب برام قصه می خونه منم ازرو عکساش میبنم چی نوشته.خیلی عکسای رنگارنگ و قشنگی داشت . من فهیمدم خشکسالی خیلی بده.باید مواظب باشم آب اضافه نریزم که آب ها تموم نشه و همه جا خشک نشه.

  3. آرتینا

    کتاب خیلی خوبی بود

  4. رستا باقری مطلق

    داستان خوبی بود و تصویرهای قشنگی داشت. نوشته بود چند ماهی و یک لک لک و دو طوطی در برکه زندگی می کردند با اینکه طوطی در کنار برکه زندگی می کند نه توی آن. لک لک ها موش را می خورند و با آن دشمن هستند نه دوست آنها . و ماهی را هم می خورد اما نوشته بود که طوطی ماهی ها را در دهان لک لک گذاشت با اینکه در تصویر خود لک لک ماهی ها را می گیرد و ماهی ها داخل دهانش می روند. این داستان خیلی شبیه داستان خشکسالی و سگ باوفا بود.

  5. فاطمه ابویسانی

    چرا توی جنگل شرشره هست دوست داشتم که لک لک دانا نباشه و وقتی ماهی ها رو توی دهانش که میزاره بخوره و طوطی ها دیگه بهش اعتماد نداشته باشن آسمان آبی هست اما وقتی لک لک پرواز می کنه آسمان صورتی هست

  6. فاطیما سمسار

    سلام
    به جای اسم های کوشا و نوشا
    میتونستی که بگی هر دوتاخواهر هستن و اسمشون تینا و مینا… یا اگه خواهر و برادر بودند اسم های دیگه ای به جز کوشا و نوشا انتخاب می کردی مثل… چون این اسم ها و شخصیت ها در کتاب های درسی دوره ی ابتدایی هم هست
    گفته بودی لک لک دهانش را با آب پر کرد وماهی هارو در دهانش گذاشت
    که همین جمله ها در داستان های دیگه هم هست .با این فرق که لک لک در داستان های دیگه ماهی ها رو خرده بود و خرچنگ باپاده شاه موش ها مشورت کرد تا حساب لک لک را برسد
    که در این داستان( خشکسالی) درباره‌ی پاده شاه موش ها گفته بودی
    گفته بودی ماهی ها و لک لک و طوطی ها در برکه زندگی مي کردند ولی طوطی در آب زندگی نمی کنه

  7. هلیاغلامی حسن عبداللهی

    داستان خوب بود نقاشی
    هم خوب بود
    اما هیجان نداشت
    تکراری بود همش دنبال نجاتن هیچ جا درمورد صرفه جویی صحبت نشده.
    یکم تکراری بود داستان

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید
Scroll to Top