روزی که آب قهر کرد

(دیدگاه 11 کاربر)

  • خلاصه داستان: ناگهان همه آب‌های دنیا ناپدید می‌شود. سنگ‌های رازآمیزی در کف رودخانه ظاهر شده‌اند.

گندم فرشاد: عاشق نویسندگی و کارهای هنری‌ مخصوصا نقاشی هستم. علاقه‌ی خاصی نسبت به محیط زیست و جانداران دارم. دوست دارم کاری کنم که دنیا جای بهتری برای زندگی شود.

راضیه کاشفی‌نژاد: هنوز چیزی درباره راضیه نمی‌دانیم.

  • نویسنده: گندم فرشاد
  • تصویرگر: راضیه کاشفی‌نژاد
  • سن نویسنده: 12 سالگی
  • سن تصویرگر: 12 سالگی
  • سال انتشار: 1401
  • تعداد صفحه‌ها:
  • قطع: الکترونیک
گروه سنی

ج (چهارم، پنجم، ششم دبستان), د (هفتم، هشتم، نهم متوسطه)

گونه (ژانر)

آموزنده, ماجراجویی, هیجانی

11 دیدگاه برای روزی که آب قهر کرد

  1. سینا درزی

    سلام دوست من امیدوارم حالت خوب باشه داستان جالبی بود و خوشم تومد اما بهتر بود در ابتدا داستان اینقدر از کلمه قطع شده و کلمات تکراری استفاده نمیکردی اما در کل داستان جالبی بود و بسیار راز آلود بود و من به داستان تو جذب شدن

  2. رها باقری مطلق

    داستان و تصاویر هر دو جالب و مهیج بودند. اما در ابتدای داستان، آمدن پدر کاملا ناگهانی بود و بهتر بود که از قبل به آن اشاره می شد. مردم از کجا می دانستند که سنگ ها جادویی هستند و چرا خودشان به آن ها دست نزده بودند؟ اگر زهره به جادو اعتقادی نداشت پس چرا با دوستانش پیش سنگ جادویی رفته بود؟ این ها سوالات و نظرات من در مورد داستان بود. در کل بسیار زیبا بود.

  3. سحر اکبری

    این داستان خیلی آموزنده بود و من را تحت تاثیر خودش قرار داد و تصاویر خیلی خوب باز گو بودن

  4. زهره نیک روی

    بسیار عالی بود و من نمیتونستم زمین بزارمش❤

  5. فرشته نیک روی

    داستان زیبا و گیرایی است.موضوع به گونه ای طراحی شده که پایان داستان نامشخص است و گره های جالبی باعث جذب بیشتر مخاطب می شود.همچنین ارزش و اهمیت آب درپایان داستان برای مخاطب بیشتر مشهود می گردد و این ارزشیابی به هیچ وجه کلیشه ای نیست .منتظر آثار بعدی شما هستم.سپاس

  6. علی

    داستان جذابی بود خیلی ممنون

  7. مریم اسلامی

    سلام عزیزم داستانت شروع و پایان بسیار خوبی داشت. اتفاقات جالبی رو به نگارش درآوردی. از خلاقیت و تخیلت خیلی خوب استفاده کردی. و به نکات آموزنده در داستانت اشاره کردی.
    مطمئن هستم در آینده نویسنده توانمندی میشی.
    نقاشی های کتاب هم زیبا بود.

  8. فاطیما سمسار

    سلام داستان آموزنده ای بود
    سفر به گذشته خیلی خوب بود و نکته هایی برایرآب رو نام بردی تا در ک صرفه جویی را بفهمیم
    ولی بعضی از تصاویر چند بار تکرار شدند واینکه دور رود خانه ی خشک شده خبرنگار بوده ولی وقتی بچه ها میرسن تنها هستن…

  9. مبینا ربیعه

    سلام واقعا داستان آموزنده ای بود اما یک جا به جای فرشته مریم گفت و بما گفت از الان صرفه جویی کنیم که در آینده آب داشته باشیم و بیشتر همه ی
    کتآب هایی که خوندم آموزنده بود

  10. مینوسا شمخانی

    داستان جالبی بود. شروع خوبی داشت. گره و گره گشایی داشت و خواننده را جذب خود می کرد. به نظر بهتر بود قسمت صرفه جویی در آب،خلاصه تر نوشته می شد زیرا ممکن است خواننده را خسته کند و این باعث شود داستان را دنبال نکند. پایان داستان خوب بود ولی می توانست بهتر هم باشد.
    تصاویر هم خوب بودند ولی اگر تصویری از زمان گذشته نیز نشان داده می شد بهتر بود زیرا ممکن است خواننده کنجکاو شود زمان گذشته چگونه بود یا جوانی مادر بزرگ چه‌طور بود یا کودکی پدر و مادر شخصیت اصلی داستان یعنی گندم چه‌جوری بود. و اگر قسمت های مهم‌تر را بهتر نشان می داد برای خواننده‌ی کتاب جالب‌تر بود.

  11. پریناز دنکوب

    داستان بسیار آموزنده بود راههای صرفه جویی در مصرف آب بیان شده بود .
    تعداد تصاویر خیلی کم بود بعضی از صفحات فقط متن بود و جذابیت نداشت .
    کاش بعد از سفر گذشته . به این اشاره میشد که برای اینکه درآینده دچار مشکل قهر آب نشوند باید صرفه جویی و درست مصرف کردن آب که آموزش دادند ادامه داشته باشد .

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید
Scroll to Top