یک پرسش، یک ماجراجویی

(دیدگاه 10 کاربر)

  • خلاصه داستان: آیا موجودی هست که بدون آب زنده بماند؟ رویا برای فهمیدن آن دست به ماجراجویی می‌زند.

اسما حیدری‌زاده: به کتاب نوشتن علاقه دارم. هدفم این است که یک شخص مفید برای جامعه و کشورم باشم و وجودم به‌دردبخور باشد. نوشتن کتاب را به عنوان یک شغل نمی‌بینم. به نظرم کتاب نوشتن فقط حس خوبی را به نویسنده و بیشتر اوقات به خواننده هدیه می‌دهد.

حلما سادات کریمی: هنوز چیزی درباره حلما نمی‌دانیم.

  • نویسنده: اسما حیدری‌زاده
  • تصویرگر: حلما سادات کریمی
  • سن نویسنده: 12 سالگی
  • سن تصویرگر: 9 سالگی
  • سال انتشار: 1401
  • تسهیل‌گران: حامد محقق، راحله زنگانه
  • قطع: الکترونیک
گروه سنی

الف (پیش دبستان), ب (اول،دوم،سوم دبستان)

گونه (ژانر)

آموزنده, ماجراجویی

10 دیدگاه برای یک پرسش، یک ماجراجویی

  1. نادیا

    عالی بود اسما جان😍😍بدرخشی🥰😘💖💖

  2. مریم محمدنژاد

    باریکلا اسمای قشنگم😍😍😍😍 موفق باشی گل دختر باعث سربلندی هممون شدی عزیزدل😍❤

  3. مریم

    با اینکه شناخت زیادی راجب نویسنده ندارم اما میدونم توانش بیشتر از این حرفهاست…
    دستمریزاد دختر.

  4. رستا باقری مطلق

    داستان قشنگی بود و تصویرهای قشنگی داشت. اما اول داستان نوشته شده معلم گفت و اخر داستان نوشته بود پدرش.کاش اول می نوشت معلم پدرش بود یا اصلا نمی نوشت که معلم این حرف را زد و می گفت پدرش گفته است. مرغ بیشتر از روستا به شهر می رود نه از شهر به روستا. و کاش می نوشت شتر گفت آب را در کوهانم ذخیره می کنم. به جای موجوی داخل جهان بهتر بود می نوشت موجودی در جهان. و اسب گفت شتر الان چند هفته آب و غذا نخورده و زنده هست با اینکه شتر در خارج از روستا بود و اسب از کجا می دانست اگر هم پیش آنها بود و وقتی آب داشت چرا مثل بقیه حیوان ها آب نخورد تا برای بعدا ذخیره کند.

  5. اسرا

    عالی بود اسما جون😍❤️

  6. فاطمه ابویسانی

    دوست خوبم 🤩عالی بود واقعا عالی بود ولی رویا چرا وسط مدرسه رفت پیش مرغ و اسب و شتر؟

  7. سحر اکبری

    آفرین به رویا کوچولو که انقدر دنبال جواب سوالش گشت و آخرم به جوابش رسید من این داستان را خیلی دوست داشتم و تصویر های با نمکی که برای این کتاب کشیده شده است.

  8. فاطیما سمسار

    سلام
    مرغ از شهر اومده بود به روستا اما مرغ از روستا به شهر میره
    در همان اول میگفتی پدر رویا همان معلم شان هست

  9. اسما حیدری زاده

    سلام وقت بخیر
    نویسنده کتاب هستم🌷
    متاسفانه جایی برای بازخورد به دیدگاه ها پیدا نکردم و مجبور شدم بصورت دیدگاه جوابتون رو بدم امیدوارم که ببینید و بخونید 🤍
    اول از همه خیلی ممنونم که داستانم رو خوندید و دیدگاهتون رو نوشتید💌

    جواب به دوستان راجع به اول و آخر کتابم و همچنین هم اینکه چرا از همون اول گفته نشد که معلم همون پدر رویا است و اینکه رویا چرا یهو از مدرسه رفت پیش مرغ و شتر و…

    حقیقتا من در اول و آخر کتابم کامل این هارو لحاظ کرده بودم ولی ویراستار حذفشون کرد و به خودمم خیلی برخورد چون حتی بهم نگفتن که میخوان این قسمت هارو حذف کنن تا حداقل بعضی از قسمت هارو تغییر بدم‌ تا اشکالی پیش نیاد و متوجه داستان بشید..

    و نکته دوم
    درسته که مرغ از روستا میره به شهر
    ولی اگر دقت کنید داخل اکثر شهر ها مغازه های پرنده فروشی وجود داره و این مرغ هم از اون مغازه ها خریده شده و به روستا برده شده…

    اگه باز هم فکر کردید اشکالی وجود داره و یا قسمت هایی رو متوجه نشدید خوشحال میشم که دیدگاهتون رو بنویسید تا منم پاسختون رو بدم و به درستی متوجه داستان بشید🤍

    بابت همه ی دیدگاه های قشنگتون هم ممنونم🤍🪐

  10. هلیاغلامی حسن عبداللهی

    سلام کتاب خوب بود اما تصویرگری خیلی خلوت بودرنگهای شاد کم بود

    تو متن کتاب مرغ میرفت شهر اما رویا تاحالا شهر نرفته بود

    شتر زادگاهش بیشتر بیابان
    کاش میگفت آقا معلم
    داستان خیلی جملات تکراری داشت کاش هر بار رویا بیش حیوانات میرفت کمی متفاوت از قبل بود

    موفق باشید زحمت کشیده بودید

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید
Scroll to Top